۱۳۸۹/۳/۲۳

یافته های جدید در مورد خلقت

در روزهای اخیر پس از روز تولدم یعنی یازدهم خرداد که حس کردم چیزی به رسیدن به چهل سالگی در حقیقت کمتر از دو سال زمان ندارم بیشتر حساس شده ام.
جالب اینجاست که همزمان با روز تولدم یکی از حالاتی که در سنین کمتر از بیست سالگی برایم روی میداد دوباره روی داد.
در حالتی بسیار استثنایی متوجه میشوم که پرده ای از مغزم ترکیده و دنیا با دید روشنتری جلو چشمانم قرار میگیرد.

در روزهای اخیر به چیستی خدا بیشتر پی بردم و فهمیدم که ما انسانها چیستیم؟ موجودیت خدا چیست؟
به دوستانم توصیه میکنم که هر قسمت سریال مستند Earth Planet تولید بی بی سی را که شامل یازده قسمت است بارها با چشم دل ملاحظه فرمایند.
حیات همه موجودات مخصوصا انسان یک زندگی بیولوژیکی است. یعنی انسان مانند یک حیوان، جامد، پشه و موجودات ناشناخته مجبور به زندگی است. جزوی از زندگی است و باید زندگی کند. در این حیات انسانها سه گونه موقعیت پیدا میکنند. اربابی، بردگی و سرگردانی.
اربابها و برده ها موقعیت مشخصی دارند ولی وای به حال سرگردانان.

خدا چیزی نیست جز انرژی، آگاهی و شعور جمعی. او یا خالق است یا مخلوق (در این مورد هنوز به نتیجه ای نرسیده ام.)
پیشترها در مقاله ای مرتبط با جامعه شناسی در مورد شعور و شخصیت اجتماعی میخواندم. مضمون مقاله مشتمل میشد بر اینکه هر جامعه خود شخصیت مجزا و مبتنی بر اعضا و قوانین حاکم بر آن جامعه تشکیل میدهد.
یعنی درست است که انسانها یک جامعه را تشکیل میدهند ولی آن جامعه خود نیز یک شخصیت مجزا پیدا کرده و گاه تا حدی پیش میرود که اعضای اجتماع خود را رهبری کرده و سمت و سو به آنها میدهد. این اجتماع دیگر اجتماعی مبتنی براعضای خود نبوده و شخصیتی مستقل، خالق و زنده پیدا میکند.

در مورد خدا هم من تاکنون به این نتیجه رسیده ام. ولی هنوز فکر فرصت تفحص در مورد اینکه خدا اعضای خود را خلق کرده و یا خود مخلوق جامعه خویش است را نداشته ام.
این وجود یا موجود به نام خدا دارای چنان انرژی، آگاهی و شعور است که حد و نصابی نمیتوان بر آن قائل شد. من شخصا تجارب گوناگونی در مورد نتایج کارگروهی و سینرژی حاصل از جمع شدن چندین بردار هم جهت و هم هدف را قبلا تجربه کرده ام. حال تجمیع شاخص های بنیادین خلقت (انرژی، شعور و آگاهی) با این وسعت چه توانایی و قدرت عظیمی ایجاد میکند را تصور کنید.

نکته ی بسیار جالب اینجاست که هرعضوی از مجموعه ی جهان هستی میتواند به اندازه ی جایگاه خود در این مجموعه ی عظیم، به مزایای این اجتماع که خدا مینامیمش دست پیدا کند.
اولین نکته ی کلیدی و اصولی در پیوستن به این اجتماع عظیم شناخت قوانین حاکم بر این اجتماع و پیروی از این اصول و قوانین است.
ولی شخصا فعلا به مکاتب مذهبی از هر نوعش اعتقادی ندارم. به نظر بنده این مذاهب ساخته ی اذهان بشری است. و بیان کنندگان آن خاطیان اجتماع بزرگ میباشند. (صادقانه و به دور از هرگونه مسامحه ای اظهار میدارم که این نوشته ها یافته های بنده تا این لحظه بوده است و نه بیش)

لطفا نظرات خود را در مورد این نوشته ها وارد کنید تا بتوانیم با هم اندیشی با سرعت بیشتری به نتایج قابل قبولی در زندگی دست پیدا کنیم.

هیچ نظری موجود نیست: