۱۳۸۸/۴/۵

استنتاجی جدید در مورد فلسفه ی هستی

اخیرا تفکر من در مورد بنیاد خلقت هستی، به وجوه مختلفی رسیده است.
نخست اینکه یک وجه جدیدی به نام شعور هستی به دو عنصر قبلی یعنی ماده و انرژی افزوده شده است.
دوم اینکه یک مقاله خواندم در مورد اینکه بصورت علمی ثابت کرده اند که ماده خود نیز یک انرژی است.
و مرا به حالت اول دو وجهی با تغییر در یک عنصر (شعور به جای ماده) باز گرداند.
همچنین در هنگام مطالعه برای پیدا کردن روابط بین شعور و انرژی دریافتم که حل مساله در فیزیک کوانتوم نهفته است.
حال در انتظار فرصتی مناسب میگردم تا بتوانم با مطالعه ی مفاهیم و قوانین فیزیک کوانتوم بتوانم رابطه ی بین انرژی و شعور جهانی را کشف کنم.
به نظرم میرسد یک وجه دیگری باید وجود داشته باشد تا ایستایی و تقارن لازم بین این دو وجه را بوجود آورد. وقتی کتاب (چیستی هنر، The art question) را میخواندم به مفهوم جدیدی رسیدم. این مفهوم آگاهی میباشد. ولی هنوز زمان استنتاج اینکه آیا این مفهوم میتواند به عنوان یکی از وجوه خلقت مطرح باشد یا نه

در حال حاضر به هیچ دینی و اینکه اصلا باید خودمان را وابسته به مذهبی کنیم اعتقادی ندارم و در مورد چیستی خالق به یک نظر قاطع نرسیده ام. بنابراین کتب دینی و مذهبی را به عنوان مرجع تحقیق نمیپذیرم. البته این مورد مانع از گوش سپردن به نظریات نمیکند و من با کمال خوشوقتی علاقمند به شنیدن همه نوع نظری هستم چون تعصب را یکی از اصول کورفهمی انسانها میدانم و تلاش میکنم از هر گونه تعصب و کوردلی بپرهیزم.

از دوستانم خواهش میکنم اگر در مورد رابطه ی بین انرژی و شعور جهانی و همچنین وجه سوم بنیاد خلقت نظری دارند بیان کنند.

هیچ نظری موجود نیست: