متن زیر رو توسط ایمیل دریافت کردم.
نکات جالبی در مورد اذهان سه گانه انسان مطرح شده است. من هر از گاهی سعی میکنم که بتوانم ارتباط ذهن و روح خودم رو کنترل کنم. همیشه فکر میکردم چه شاخص دیگری میتواند وجود داشته باشد که ما از وجود آن در خودمان ناآگاه بوده ایم و این عدم آگاهی مانع بزرگی بر سر راه تکامل ما قرار داده است.
این مقاله افق جدیدی در سمت و سو دادن به تحقیقاتم در مورد نظریه خلقت ایجاد کرد.
الان مسئله جذاب تر میشود. بر پایه این مقاله و یافته های قبلی ام باید بتوانم در مورد عناصر سه گانه خلقت یعنی انرژی، شعور و آگاهی و عناصر سه گانه ذهنی یعنی احساس، هیجان و عقل، ارتباط جهت ده پیدا کنم.
مصاحبه با دان هيل، نويسنده كتاب علم هيجان
سيمون چادويك (Simon Chadwick) راجع به عقل (شناخت) در برابر احساس (هيجان)، مصاحبهاي با دان هيل (Dan Hill) نويسنده كتاب علم هيجان (Emotionomics) انجام داده است كه در زير ميخوانيد.
دان هيل، نويسنده كتاب Emotionomics، امروز با ما است. اين كتاب به دفعات زياد خوانده شده است. آيا ممكن است خلاصهاي از موضوع كتاب و تاثيري را كه بر ما ميگذارد بيان كنيد؟
حدود 300 سال پيش دكارت گفت «من فكر ميكنم، پس هستم». از آن زمان دنياي غرب، كسبوكارها و بسياري از تحقيقات به عمل آمده، از يك رويكرد شناختي و عقلاني پيروي كردند. تواناييهاي كلامي ما در قسمت عقلاني (سمت چپ) مغز قرار دارد. اما كمي پس از جنگ جهاني دوم همگي دريافتيم كه در واقع انسان داراي سه ذهن است كه در مراحل مختلف تكامل پيدا كرده است: احساس، هيجان و عقل. در اين ميان، ذهن عقلاني تقريبا يك «پس انديشه» (afterthought) است، زيرا 95 درصد از فعاليتهاي مغزي ما كاملا ناآگاهانه ميباشد. ما خيلي كمتر از آنچه فكرش را بكنيم بر خودمان كنترل داشته يا قادر به توضيح دقيق خود هستيم. دوما ذهن هيجاني، ده بار بيشتر از ذهن عقلاني، سيگنال ميفرستد. سوما واكنش هيجاني جلوتر و پنج بار سريعتر از واكنشهاي عقلاني اتفاق ميافتد. اگر بخواهيم نتايج تحقيق را در زمان واقعي بدانيم، بايد براي تعيين اين واكنشهاي غيرارادي كه شهودي، ناخودآگاه و بسيار سريع هستند، به چيزي فراتر از شاخصهاي سنتي بينديشيم.
ذهن عقلاني حدود 100.000 سال قدمت دارد، در حالي كه ذهن هيجاني بسياربسيار قديميتر و متعلق به ميليونها سال پيش است.
در آينده محققان بايد خود را به سواد هيجاني تجهيز كنند. آنها بايد سواد بصري هم داشته باشند. نيمي از مغز به پردازش مفاهيم بصري اختصاص دارد. باوجود اين دانستهها، چگونه ميتوان آنها را در كسبوكار مورد استفاده قرار داد؟
اشتغال در واقع مربوط به انگيزه است. واژگان هيجان (Emotion) و انگيزه (Motivation)، داراي يك ريشه لاتين هستند. اين ريشه به مفهوم به حركت درآوردن و به وقوع پيوستن است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر